نوستالژی های بچه های foreign cell
اگه بدونین بچه های ایرانی برای خوراکی های ایرانی چه خودکشی ای می کنند!
![]()
اولیش خود بنده! من دیگه شرمنده ی شیکمم شدم از بس بهش قول پفک و پم پم و خامه ی پگاه و ... رو دادم و بهش بدقولی کردم!!! خیلییییییییییییییی هوسم کرده. اینجا پفک هست ولی اولا تنده، بعدش هم پفک چی توز و لینا و... غیره کجا پفک های اینها کجا.
![]()
چند روز پیش توی break که با بچه ها توی کانتین نشسته بودیم یهو یکی از بچه ها از توی کیفش بیسکوییت ایرانی در آورد. دیدن قیافه های funny بچه ها وقتی با اشک شوق بیسکوییت رو ستایش کرده و بعد تناول می نمودند جالب بود.
![]()
راستی خواهر همسایه جان از ایران اومده دیدنش و براش کلی لواشک و پفک لینا و پنیر پاستوریزه و خامه ی پگاه و تن ماهی و تنقلات دیگه آورده. و از اونجا که من تنها همسایه ی ایرانیشون هستم بنده رو هم بی نصیب نذاشتن و کلی من و شکم عزیزم رو خجالت زده ی الطافشون کردند.
![]()
بعد از چند ماه خوردن خوراکی های مورد علاقه ام خیلیییییییییی بهم چسبید. خواهر و شوهر خواهر همسایه جان وقتی می دیدند من دارم با چه ابراز احساساتی پفک و ... می خورم با دلسوزی خاصی نیگام می کردند.
![]()
البته اینجا هم خوراکی های خیلی خیلی هوشمزه هست که مطمئنم یه روزی دلم برای اونها هم تنگ میشه. یکی از غذاهاشون "سیزلر" هست که وقتی گارسون برات میذاره روی میز تا چند دقیقه جیلیزو ویلیز می کنه و دود می کنه. حاوی گوشت و سبزیجاته. اگه اومدین هند حتما امتحانش کنین که از دستتون نره. یکی دیگه از غذاهاشون "ماسالادوسا" هست که با سیب زمینی درست میشه و نون مخصوص خودش رو داره. واقعا با سس نارگیل خوشمزه می شه. راستی از "تندوری چیکن" هم بگم که واقعا لذیذ و دلچسبه.
![]()
پ.ن. خیلی شیکمو شدم نمی دونم چرا؟!
![]()
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.