کمبود وقت شدید
خیلی سرم شلوغ شده

می خوام جیم رو تعطیل کنم
هر چند که تقریبا با خیلی ها اونجا دوست شدم و همه بهم می گن باید بیای
![]()
خودم هم دوست دارم. ولی درسم واجب تره
دیشب به مربیم ۲ تا جمله ی فارسی یاد دادم. البته خودش اصرار کرد:
- التماس دعا
و
- موفق باشی
![]()
اینقده بامزه می گفت.
![]()
دیگه اینکه توی کلاس زبان یه عالمه دوست جدید پیدا کردم. ایرانی و خارجی.
ژاپنی برزیلی تایلندی مغولی کره ای آفریقایی و ...
![]()
در عین حال که واقعا سخت می گذره ولی واقعا بهم خوش هم می گذره
خدا رو شکر از شرایطم راضی ام. کلاس زبان ها هم که خیلی خوبه.
![]()
من اینترنتم هنوز وصل نشده
![]()
باور کنین همه اش تقصیر این هندی هاست. چند روزه قول داده بیاد وصل کنه کابل رو ... هنوز نیومده. خیلی خونسردند.
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۸۷ ساعت 17:15 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.