سوسک در کلاس درس
مثه اینکه روی کیف نسرین داشت قدم میزد برای خودش، که نسرین متوجه شد و کلاس به هم ریخت.
![]()
اون پسره که برای عربستان صعودیه فقط تونست سوسک رو از روی کیف نسرین بنداره بیرون. ولی هیچ کی داوطلب نمی شد یه بلایی سر حیوونی بیاره! استادمون هم نمی ذاشت بکشیمش!
استادمون اون روز Richa بود. خودش می خواست با کاغذ سوسک رو بلند کنه و بندازه از پنجره بیرون ولی نمی تونست.
![]()
آخر سر تنها بیولوژیست کلاس جلوی چشای از حدقه دراومده ی بیشتر بچه های کلاس پاشد و سوسک محترم رو که داشت دست و پا میزد بلند نمود و از پنجره پرتاب کرد بیرون!
![]()
ولی عجب آدمی هستم من ها! آخه دختر تو چرا از سوسک نمی ترسی؟!!!
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۸۷ ساعت 16:56 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.