Merry Christmas، آزمایشات ژنتیکی پروانه ها، روزه و ...
بازار تبریکهای کریسمس داغه این روزها و من هم از از این بابت بی نصیب نیستم.
دوستای خارجیم، اساتید اون ور آب، و حتی دوستای ایرانیم که ایران نیستن برام ایمیل ها و پیام های قشنگی میفرستن.
![]()
سال ۲۰۱۰ واقعا سال قشنگ و پرباری بود. سالی بود که در اولین روزهاش ویزای طلاییم! که اون همه براش نگران بودم اومد و کلی دستاوردهای عالی و خوب داشت برام. سالی که ۱۰ ماهش رو توی وطن نبودم و صفحه صفحه ی تاریخ هاش رو در خارج از ایران تجربه کردم. بالاخره این ماهها رو یاد گرفتم! آخه توی ایران که بودم هر کاری می کردم قاطی می کردم و جا بجا می گفتمشون!
![]()
یکی از بچه ها می گفت توی هند بالاخره یاد می گیری که به ترتیب بگیشون! و همین طور هم شد. چون مجبور بودم تمامی تاریخهای ملاقات، امتحان ها، کلاس ها، تولدها و ... رو با تقویم میلادی چک کنم.
اینم چند تا کارت تبریک برای شما گلهای دوست داشتنی همیشه همراهم:




پ.ن ۱. الان توی پونا همه جا جشنه. جشنهای باحالی رو از دست دادم. باید هر طور شده سال دیگه تاریخ اومدنم رو طوری ردیف کنم که به کریسمس و میلاد مسیح (ع) نخوره. دوست داشتم شب میلاد، حتما برم کلیسا ...
![]()
پ.ن ۲. ایران بودن در کنار خانواده ی عزیزم، بسیار برام شیرین و دلچسبه... به خصوص که از صبح تا شب مامان عزیزم کنارمه...
![]()
![]()
![]()
پ.ن ۳. مامان گل از صبح تا شب دارند برای ما غذاهای خوشمزه می پزند... ای خدااااااااا! نمی دونم چند کیلو چاق شدم؟! فقط می دونم که نمی تونم از این غذاهای بهشتی بگذرم... واقعا خوشمزه ان... یاور هر چی پفک و پف فیل و نارنگی و قره قروت و لواشک و...
خلاصه هر چیزی رو که اونجاها گیر نمیاد رو استاد کردم! ![]()
پ.ن۴. استاد گرامیم اینجا هم منو دل نکردند و دستور فرمودند قطعاتی از ۱۰۱ گونه پروانه رو براشون ببرم... حدود ۷-۶ روز توی زیرزمین بین اون همه جعبه پروانه می گشتم... خیلی کار طاقت فرسایی بود ولی تا یه حدودی تموم شد ولی هنوز ۴-۳ روز دیگه کار داره. اینها رو برای این می خوایم که DNA شون رو دربیاریم و از لحاظ ژنتیکی آزمایششون کنیم. و بعد مقاله بنویسیم و... البته من این کار ژنتیکی رو تا حالا نکردم و اولین بارمه و واقعا نمیدونم استاد عزیزتر از جانم چه آشی برام پخته؟!
![]()
پ.ن5. این روزها دارم روزه های قضا و نمازهای خونده نشده رو هم به جا میارم. 12 روز روزه و 7 روز نماز قضا داشتم که امروز که بگذره 9 روز روزه و 5.5 روز نماز رو خوندم. اصلا فکر نکنین بهم فشار میادها! ابدا! والله با این همه افطار و سحر بی کم و کاست و پرکالری و خوابیدن تا لنگ ظهر و داشتن خواب بعدازظهر، 100 رحمت به روزهای معمولی! (خدا به دادم برسه وقتی برگردم ایندیا! دوباره چجوری از صبح تاشب بدوئم؟!)![]()
![]()
![]()
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.