سمینار فرانسه
اولین سمینار من به زبان فرانسه امروز بود که بایستی یک کتاب داستان کوچیک رو برای کلاس ارائه می دادیم.
![]()
سخت بودها!
![]()
اسم سمینار من :La maison qui chante بود. یعنی خانه ای که آواز می خواند.
![]()
داستانشم در مورد پیرزن تنهایی بود که گنجشک ها رو از توی سرما نجات میده و میاره توی خونه اش. گرمشون می کنه و بهشون غذا میده و... و درعوض اونا هم براش آواز می خونن و توی تمیز کردن خونه کمکش می کنن. بچه ها و استاد خوششون اومده بود و در آخر استاد بهم گفت: خیلی عالی.
![]()
ولی من خودم از خودم توقعم زیادی بالاس و خیلی دوست دارم بهتر از اینا باشم....
![]()
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 11:51 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.