دیروز تجربه ی قشنگی رو توی زندگیم داشتم.

 دیروز 24 آگوست روز راکی بندان در هند بود. در این روز خواهرها به دست برادرها، چیزی شبیه دستبند به نام "راکی" می بندند و برادرها هم باید در قبال اون، به خواهرها هدیه بدن. و این نشانه ی مهر و محبت، و علاقه ای وصف ناشدنی در بین اونهاس که تا ابد ادامه خواهد داشت.

دیروز دست همه ی پسرها و مردها، می تونستی راکی های رنگ و وارنگ رو ببینی. از پسرکوچولوهای یکی دو ساله بگیر تا پیرمردها.

البته، دخترها مجاز هستند از بین پسرهای اطرافشون، کسانی رو به عنوان برادر قبول کنن. و اگر اون دستبند رو به دست همکلاسی، همسایه و هر دوست و آشنای دیگه ای ببندند، اعتقاد شدیدی دارن که واقعا خواهر و برادرن و اون پسر هیچ وقت از اون دختر تقاضای ازدواج نخواهد کرد و می بایست به چشم برادری بهش نیگاه کنه و بس.

من هم به نوبه ی خودم دوست داشتم این حادثه ی شیرین رو تجربه کنم

بنابراین 5 تا راکی خریدم. البته اولش می خواستم 10 تا بخرم که خوب شد نخریدم. چرا؟!

عرض می کنم خدمتتون.

پسرهای دور و اطراف بنده، دیروز همه غیبشون زده بود!  از ترس اینکه نکنه برادرم بشن!

البته "داداش مهبان" عزیزم (همونی که توی کلاس زبان بود) و دوست صمیمش (باربد) اومدن خونه ی من، و من راکی به دستشون بستم. و اونا هم کادوهای خوشگلی بهم دادن که واقعا برام عزیزه. مخصوصا کادوی مهبان داداشی که یک گل فانتزی هست و وسطش نوشته “best sister”.

یکی هم به دست watchman (نگهبان) مجتمع مسکونیمون بستم. 2 تاش هم نیگه داشتم که ببرم برای هم آزمایشگاهی هام (البته فکر کنم اوتا هم از دستم در برن!)

خیلی شیرین بود... تجربه هه رو می گم.