Pashan Lake
امروز Weekend و روز دوستی بود
![]()
با مژده و نیشا و ضیاء رفتیم "Pashan Lake"
![]()
سوار قایق هم شدیم. هم گروهی و هم تنهایی
![]()
گروهیش خوب بود... چون با مسخره بازی بچه ها کلی خندیدیم و کمی از حال و هوای یکی دو روز پیش دراومدم.
![]()
تنهاییش هم با آقای راننده ی قایق بود که تو جلو میشستی و راننده عقب
![]()
قبلا در گوآ از این جت اسکی ها سوار شده بودم.
ولی این یکی چون هوا بارونی بود و بارون می خورد توی سر و صورتت، و بهت انرژی میداد، بیشتر مزه داد.
![]()
جایی که رفتیم و مسیرهایی که عبور می کردیم، مثل بهشت بود. مثل موش آب کشیده شدیم
انگار رفته بودیم حموم!
![]()
از موها و سر و کله و لباسامون آب می چکید!
![]()
من خیس شدن زیر بارون رو خیلیییییییییی دوست دارم.
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:45 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.