کلاس فرانسه
واییییییییییییییییییی خدای من... چرا اینقده این کلاس سخته. مخم داره هنگ می کنه. حس می کنم مغز، توی کله ام نرم شده! از بس اطلاعات خام این روزها به Rameش! اضافه می شه.
امروز دایرکتور موسسه اومد توی کلاسمون. یه آقای حدودا 47-46 ساله. اهل فرانسه بود. کمی فرانسه حرف زد و بعد shift کرد روی انگلیسی. کلی تحویلمون گرفت و خوش آمد گفت.
خوشمان آمد!
پ.ن. خیلی جالبه برام! زبان انگلیسی برام مثل زبان مادری شده! توی کلاس فرانسه، خدا خدا می کنم 1 کلمه، فقط 1 کلمه استادمون انگلیسی حرف بزنه تا بیشتر متوجه شم. امیدوارم زبان فرانسه هم روزی همین طوری شه برام.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۹ ساعت 12:16 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.