-         تا حالا توی خیابون با یه دسته الاغ با ماشین کورس گذاشتین؟!

-         تا حالا یه هو موقعی که اصلا تصورش رو هم نمی کنین یک سگ سیاه و سفید، مثل گاو سرشو انداخته جلوی شما که دارین با سرعت 60 تا میرین؟ اونم از روی خط کشی عابر پیاده؟!

-         تا حالا شده پشت ترافیک یه عالمه آدم که دارن می رقصن اونم وسط خیابون! و صدای اسپیکرهاشون ماشینتون رو میلرزونه گیر بیافتین؟!

-         تا حالا شده یه دسته اسب خوشگل سیاه یا سفید یا قهوه ای توی یه خیابون شلوغ شما رو لحظه ای غافل کنن از اینکه وسط خیابونین؟!

 

-         تا حالا شده سر یه میدون کوچیک که دارین دور می زنین یه بز بیشعور نه بره نه بیاد و نه تکون بخوره و شما ندونین چیکار کنین؟! وقتی هم بخواین دنده عقب برین یه بز دیگه از پشت راهتون رو سد کنه؟!

-         تا حالا شتر خوشگل به یه عالمه تزئینات توی خیابون دیدین؟!

-         تا حالا انواع و اقسام گونه های گاو رو توی خیابون دیدین؟!

-         تا حالا شده توی خیابون تاریک و بی چراغ یه دفعه حس کنی که 2 تا چشم جلوی ماشینته و بعد به سرعت بزنی روی ترمز و بعد بفهمی اون چشمها مال یه گاو سیاه گنده است که 1.5 برابر ماشین توئه و اگه یه تار مو از دماغش کم می شه هندی ها می ریختن روی سرتو می کشتنت؟!

-         تا حالا سر یه تقاطع خیلییییییییییی شلوغ دیدی یه سگ بخوابه و همه به جای اینکه سگه رو شوت کنن، دور میزنن دور حیوونه تازه اونم آروم که طفلی بیدار نشه؟!

-         تا حالا طاووس و دارکوب و کلی پرنده های خوشگل دیدین؟

-         راستی شما دیدین که توی اتاق های دانشگاهتون پرنده های خوشگل لونه داشته باشن. جوجه هم توش باشه و اونا از تو نترسن؟

-         تا حالا شده جلوی دپارتمانتون چند تا توله سگ ناز و کوچولو بدنیا بیان و تو هر روز بهشون غذا بدی؟ تازه اونا هم تو رو بشناسن؟!

-         تا حالا شده هر چی بوق بزنی اون توله سگها که زیر ماشینت خوابیدن بلند نشن و تو مجبور شی ماشین بیچاره ات رو بندازی توی یه عالمه سنگلاخ که به اونا نخوری؟

-         راستی تا حالا جلوی پنجره ی خونه ات هر روز صبح پرنده هایی زیبا با رنگ آمیزی مسحور کننده رو دیدی که اونا اصلا ازت نترسن؟!

 

من دیدم! به خاطر اینکه اینجا ایندیا هست... به قول خودشون incredible India.!!!

و چیزی هست که من ندیدم! اونم اینکه یکی از بچه ها می گفت توی یکی از خیابونهای اصلی دهلی (یا بمبئی) چند ساعت توی ترافیک مونده. و بعد فهمیده که یک گاو محترم وسط خیابون خوابیده بودند! و کسی دلش نمیومده بیدارش کنه.

من که هنوز بعد از این همه مدت چیزایی رو که اینجا می بینم باورم نمی شه. و هر وقت می بینم چشام می خواد از حدقه دربیاد و با خودم داد می زنم:

-         جااااااااااااااااااااااااااانننننننننننننننننننننننننننننننننننن!!!!!!!!

پ.ن اینها خیلی به حیوونا احترام میذارن. برای همین هم حیوونا اصلا از آدمها نمی ترسن و زندگی مسالمت آمیزی باهاشون دارن.

قبلا هم گفتم... نمی دونم چرا حس می کنم حیوونهای اینجا از انسانهای ایران راحت تر و آزادتر زندگی می کنن...