فیلم هندی در سینمای هندی با یک هندی!
شب یکشنبه داشتم خسته و کوفته از کلاس ITELS برمی گشتم،
در حالیکه مچ دستم و انگشتام داشت می شکست به خاطر Writing خفنی که توی کلاس مجبور بودیم بنویسیم (البته تمرین پیانو هم بی تاثیر نیست).![]()
اونروز استاد راهنمام هم کلی کار ازم کشیده بود و خلاصه اینکه به شدتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خسته بودم. ![]()
بعد از کلاس گوشیم رو که روشن کردم دیدم SMS دارم. این بار از یک دوست هندی.
![]()
همون روهیت که خونه ی قشنگم رو برام پیدا کرده بود. دعوتم کرده بود به یک رستوران هندی. منم که... ماشاالله به این همه انرژی! از اونجایی که این بنده خدا 1 ماه بود داشت التماس می کرد که بیا و غذای این رستوران هندیه یا یه رستوران تایلندی، ایتالیایی یا کره ای رو امتحان کن ولی من از بس busy بودم همه اش امروز و فردا می کردم، اینبار گفتم باشه. Let's go
![]()
ولی نمی دونم چی شد به جای رستوران از سینما و فیلم هندی سر درآوردیم!
البته من پیشنهادش رو دادم. چون بهتر دیدم به جای خوردن!
از وقتم استفاده کنم و یه فیلم ببینم و این دوست هندی برام ترجمه کنه.
به روهیت گفتم اصلا از فیلم اکشن و ترسناک
و سیاسی
خوشم نمیاد. فیلم funny و romantic می خوام. اونم پیشنهاد کرد بریم "I hate Love Story" رو ببینیم.
![]()
اولش خانومه که بیلیط می فروخت گفت 2 تا صندلی پیش هم نداریم. می خواین جدا بدم؟ یکی این سر سینما... یکی اون سر.
![]()
شانس رو که دارین؟ حالام که با یه هندی رفته بودیم و مثلا می خواستیم از سر و ته فیلم سر دربیاریم اینطوری...
![]()
روهیت به خانومه به هندی گفت:
- من می خوام برای این خانوم ترجمه کنم... چجوری...؟
خانومه خندید...
![]()
منم گفتم:
- Ok, you can call me and translate it!
![]()
بالاخره یه جایی برامون پیدا شد.
البته بگذریم که اینقدررررررررر در حین پخش فیلم می خندید و روده بر شده بود
که مثل اینکه یادش رفته بود من پیششم. کل سینما منفجر می شد و من مثل غربت زده ها بهشون نیگاه می کردم.
روهیت که نگاهش بهم می افتاد می خندید و می گفت:
- Just joking!
![]()
واقعا خسته نباشین!
ولی دیگه نمیشد! مجبورش کردم برام ترجمه کنه. باحال بود. هر چند خودم دست و پاشکسته یه چیزایی حالیم می شد.
![]()
2 تا کلمه یاد گرفتم:
- دکو (Deko) : نگاه کن!
- سونو (Sono) : گوش کن.
![]()
تجربه ی خوبی بود. از این به بعد فیلم هندی ها رو با یه هندی میرم می بینم. چون اینطوری هم از فیلم، هم از آهنگ ها و رقص های زیبای هندی ها و هم از معنی فیلم بیشتر لذت می برم و در ضمن 4 تا لغت هندی هم به فرهنگ لغتم اضافه می شه...
![]()
اینم عکسهایی از فیلم:


من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.