روز مادر
عشق معنایی است که فقط در تو جستجو می کنم
محبت را در تو خلاصه می کنم
تمامی خوبی های دنیا در وجود مادی کوچک تو قرار داده شده
روح بزرگ تو، توی این دنیای بزرگ مکانی نداره
به تو می نویسم
اینک که فرسنگ ها از من فاصله داری
ولی از همیشه و از همه به من نزدیکتری
به تو که نمی دانم فرشته ای یا آسمانی؟
به تو که مهربانی، محبت، عاطفه و خوبیهات زبانزد همه هست
دیووانه و شیدات هستم مامانی
می پرستمت خدای زمینی من
و توی این روز به تو که:
سرچشمه ی آسمانی قلب خاکی ام
هستی می نویسم:
برای ابد عاشقت هستم.

عاشقی که قلب ناچیزش برات پرپر می زنه
عاشقی که دیوونه اته

آرزوی قلبی من اینه که روزی گوشه ای، فقط گوشه ای، از محبت هاتو جبران کنم.
یعنی میشه؟
خدای مهربونم؛ عاجزانه ازت تقاضا می کنم که وقت و امکانش رو به من و مامان گلم بدی

پ.ن1. گلوم، قلبم و تمام وجودم داره فشرده می شه و می لرزه و اشک...
مچاله شدم توی هم
خدای من... این چه حسیه؟
چقدرررررررررررر به گرمای وجودت احتیاج دارم
چقدر برای دیدن برق نگاه مهربون و معصومت دلم پرپر میزنه
مامانی 3 ماهه که از بوسیدنت محرومم، از بوسیدن گونه ها و پیشونیت که به واقع جایگاه بهشتن
راستی چی توی اون یه ذره آغوش کوچیکت داری که آدم وقتی بغلش می گیره، هیچی نمی خواد؟ حتی تمام دنیا رو؟

از همیشه بهت بیشتر محتاجم
دلم داره ضعف میره برات

پ.ن2. اونایی که مامانشون توی این روز کنارشونه قدرشون رو بدونن... کی می دونه چی میشه؟ مگه من می دونستم روزی جایی گیر می افتم که نمی تونم این روز رو در کنار مادرم باشم؟




من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.