عکس
خیلی ها دوست داشتن عکس ببینند
چشم
عکسهای خونه رو میذارم
فقط یه چیزی
من شرمنده ام که نمی تونم عکس خودم رو بذارم
خودتون که میدونین محیط اینترنت پر از خطره
.
.
.
من اینجا راحتم... البته در حد متعادلش
یعنی بابا و مامانم بهم گفتن هر جوری که راحتی و مردم اونجا هستن باش تا بهت فشار نیاد
من حتی لباس های اینجا رو هم با مامانم خریدم
من واقعا متاسفم برای کسانی که به چیزهایی فکر می کنند که ارزشش رو نداره حتی من بیانش کنم
جای تاسف داره که بعضی ها قبل از اومدنم و حتی الان ازم می پرسن اونجا چی می پوشی؟!
من از این سوال متنفرم
این یک قضیه ی کاملا شخصیه
![]()
.
.
.
پس عکس های متفرقه رو میذارم
امیدوارم خوشتون بیاد
عکس اتاق خوابم
عکس میز آرایش و لپ تاپم
عکس هال
عکس آشپزخونه
عکس داداشی وقتی اینجا بود
امیدوارم خوشتون اومده باشه
ممنون بچه ها
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 0:22 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.