برگهای پاییزی
واییییییییییی
بعد از ۲ سال راه رفتن روی این برگها چه حالی میده
البته باید مواظب بادهای ولایت باشم وگرنه...
خداییش قشنگیه فصلهایی که توی ایران هست کمتر جایی پیدا میشه ها

اگه بدونین چه حسی می گیرم وقتی دارم راه میرم روشون
میدونین چیه؟!
من عاشق هوای سردم
پارسال که اصلا توی هند سرما ندیدم
یادمه توی دی یا بهمن بود که مامان زنگ زده بود
می گفت الان به بخاری چسبیدم
این درحالی بود که بنده تمام پنجره های خونه رو باز کرده بودم و پنکه ی همه ی اتاقها روشن بود!
عجب کیفی داره هوای سرد
پ.ن. برای مبارزه با حالت های روحی نامساعدم، دارم هر شب میرم کلاس ایروبیک
در ضمن شروع کردم به نوشتن پایان نامه
خیلیییییی سخته
نوشتن پایان نامه رو می گم
آخه باید به زبان اصلی باشه
یه جورایی داره پدرم درمیاد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:12 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.