اتاق من در این روزها!
باورتون میشه من تا حالا اینقده شلخته نبودم؟!
![]()
یعنی واقعا این اتاق نازنین منه که قبل ها حتی یه تار موی اضافه هم توش نبود؟!
![]()



جعبه های پر از پروانه رو دارین که؟!

همین روزاست که بنده رو از اتاق شوت کنن بیرون...
![]()
هر چند که الانم به خاطر بوی نفتالین ها که توی جعبه هاس نمی تونم روی تختم بخوابم و شبها آواره ی اتاق های دیگه ام.
![]()
![]()
![]()
داداشی می گه توی اتاقت قنادی باز کردی؟
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 2:4 توسط راحیلا
|
من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.