با تو بودم

با تو که نمی دانم چرا مرا می بینی؟

با تو که خودم و از روی اختیار انتخابت کردم

چون نشانه هایت را دیدم

با تو در دل پر ستاره ی آسمان دیشب پرواز کردم

حس زیبای بودن در آغوشت را دوباره در این شبها به من چشاندی

با تو که سال گذشته در این شبها در بدترین وضعیت ممکن بودم

با تو که دعاهایم را از پارسال تا امسال اجابت کردی. همه ی دعاهایم را... هیچ کدام را از قلم نیانداختی

با تو که دیشب در تاریکی های خانه ات مطمئنا مرا دیدی

با تو که اشک را به چشمانم هدیه دادی

به چشمانی که خودت آگاهی به کرده هایش

با تو بودم

در ۲ شب از بهترین شبهای زندگی ام

با تو که نمی دانم این همه بنده را چگونه می بینی و دعایشان را اجابت می کنی

با تو بهترین خدایی که در این عمر نه چندان طولانی ام دیده ام

خدای مهربونم

ممنونتم

به خاطر همه چیز

به خاطر همه چیز

 

خدایا به داده و نداده و گرفته ات شکر

که داده ات نعمت است،

نداده ات حکمت،

و گرفته ات امتحان

 

منتهای آرزوم اینه که بذاری همیشه بنده ات بمونم

همیشه عبادتت کنم

همیشه در درگاه مقدست زانو بزنم و سجده برم

همیشه به من لیاقت بودن در کنار بهترین بنده هات رو بدی

و خدای قشنگم اون روز رو نیاری که شیرینی بودن در آغوشت رو از من بگیری

 

شاید سال دیگه این شبهای قدر رو هند باشم

نمی دونم

التماس دعا از همه توی این شبهای عزیز