اتمام دور سوم نمونه گیری
پریروز دور سوم نمونه گیری تموم شد. دوری که کلی هزینه بر بود و پرخطر،
![]()
به همراه یه قبض جریمه ی ماشین و یه تصادف کوچولو
![]()
و یه راحله ی گریان.(از شدت عذاب وجدان)
ولی همچنان با یه بابای گل که همه اش می گفت عیب نداره، فدای سرت، غصه نخور؛
![]()
با یه داداشی گل که چند بار از درس و دانشگاه و کارش زد و باهام اومد نمونه گیری؛

و یه مامان مهربون گل که همیشه هوامو داره و با وجود پادردش همیشه همراهیم کرده و دعاها و نذرو نیازهای خالصانه اش همیشه همراهم بوده.
خدابا به خاطر این همه نعمت شکرت
پ.ن. یه دور دیگه مونده. صبر ندارم تموم شه
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 13:20 توسط راحیلا
|





من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.