کارهای نفس گیر
در گیر و دار کارهای مربوط به Research visa هستم که واقعا نفس گیره.
2 بار تا حالا در 10 روزه گذشته رفتم تهران.
سفارت هم که غلغله اس!
آقای اودی گفتش که 170 نفر رررررررررررر تو نوبتن و حالا حالاها نوبتم نمی شه
دارم وسایل نمونه گیری رو آماده می کنم. یا می خرم یا خودم درست می کنم. خیلیییییییییی گرونن.
![]()
دیگه اینکه واقعا نمی دونم از پس پروژه ی به این سنگینی برمیام یا نه؟!
خدا جونم کمککککککک
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 20:16 توسط راحیلا
|




من مسافری هستم از هند. کشوری که بیش از آنچه که باید، بهش مدیونم. دکترام رو این کشور بهم هدیه داد و خیلی چیزای دیگه رو. 26 شهریور 1392 برگشتم ایران با یه دنیا خاطره و تجربه از این کشور. حالا من یک خانوم دکترم که استاد دانشگاه هست. نمی دونم چرا؟ ولی حس می کنم اینجا در کشور خودم مسافرم.