اومدم شام درست کنم.گفتم یه سوپ باحال خوشمزه درست کنم. مهمون هم داشتم.

یه خورده از برنجو قورمه سبزی ظهر اضافه اومده بود به همراه سبزی خشک و لپه و عدس و ادویه و سیبزمینی و پیاز و گوجه ی رنده شده ریختم توی قابلمه. جاتون خالی که ببینین چه بویی راه افتاده بود!

نیم ساعت مونده به حاضر شدن کامل غذا!!! رشته رو ریختم. هی می رفتم نیگاه می کردم ولی حس می کردم قیافه ی سوپه ناجوره!

در آخر متوجه شدم به جای رشته ی سوپ رشته ی آش ریختم توی غذا!

  

هم شبیه آش رشته شده بود و هم شبیه سوپ و در نهایت طعم هیچ کدوم رو نمی داد. به دوست گفتم بیاد شاهکارم رو ببینه. در حالیکه بغض کرده بودم. دوستم زد زیر خنده:

- ای خدااااااااااااااااا! راحله کدوم بدبختی می خواد بیاد تو رو بگیره!!!

بعد با هم خندیدیم.

خوب شد جیگر و دل و قلوه توی یخچال داشتم که دوستم کباب درست کرد باهاش! چون ظاهرا از مزه ی غذای فضایی خوشش نیومده بود!

پ.ن. ولی خودم خوردم. خیلی هم خوشمزه شده بود.