روز ۴ مارچ نتایج امتحان زبان رو زدند روی بورد. بماند که چقدر اعصابم خورد بود بابت اینکه فکر می کردم امتحان رو خراب کردم. و بگذریم از اینکه شب قبلش همه اش کابوس می دیدم که روبروی اسمم واژه ی "فیلد=افتاده" درج شده بود.

یه عالمه از بچه ها اومده بودند ببینند نتیجه چی شده. توی دلم با خدا جونم درد دل می کردم و حرف می زدم!:

"خدا جونم می دونی که وقت نداشتم ولی همه ی سعیم رو کردم. خودت کمکم کن. نذار آبروم بره. دیدی که امتحانشم سخت بود! ردیف اول هم بودم و موبایل هم نداشتم که تقلب کنم!!! همه ی امیدم به خودته..."

بعد از کلی معطلی بالاخره نتایج رو زدند. اصلا باورم نمی شد که رتبه ی  A شدم! یعنی از بالاترین نمرات کلاس! همه اش فکر می کردم اشتباه میبینم. چند بار چک کردم. بچه ها و استادها هم بهم تبریک می گفتند. ولی فکر می کردم خوابم!

تا موقع بیرون اومدن از اینترنشنال سنتر چند بار رفتم دوباره نیگاه کردم ببینم نمره هه سرجاشه یا نه!

پی نوشت به خدا: سجده های شکر من و ادای نذرهام که اکثرا صلوات بود شاید گوشه ای از محبت هاتو جبران کرده باشه. کاش میدونستم چرا اینهمه دوستم داری و همیشه مراقبمی. به هر حال ممنونتم خدای مهربونم.