ای وایییییی
دیدین بدبخت شدم؟!

اگر بار گراااااااااااااااااااااااااااااااااااانننننن بودییییییییییییییم و رفتیم...
اگر نامهربانننننننن بودیییییییییییییییییییییییییم و رفتیم...
شنیدم این ویروس آنفلوآنرای خوکی به هند هم تشریف بردند
![]()
من همیشه می گفتم اگر حتی یک نفر توی هند این ویروس رو بگیره همه میمیرند به خاطر اینکه از بس کثیفه
![]()
شنیدم این ویرووس توی پونا (همون شهر دانشگاه من) خیلی خیلی پیشرفت کرده.
دوستم آرزو گفتش توی ۲ روز ۶ نفر مردند و دانشگاهها و مدارس رو هم تعطیل کردند.
کاش یه واکسنی چیزی براش زودتر کشف بشه
شماها خبر ندارین درمان کننده یا پیشگیری کننده ی این بیماری چیه؟
خدا جون من نمی خوام توی غربت بمیرمممممم

نمی خوام بسوزونم و بریزنم توی رودخونه
![]()
![]()
![]()
اجازه بده دکتر شم و مدرکم رو ببینم بعد...

ما رو حلال کنین... تا ۳ ماهه دیگه ما هم میریم توی یه عالمه ویرووس
![]()
پ.ن۱. حالا جدا از شوخی اگه یکی توی یه کشور دیگه بمیره چجوری میشه منتقلش کرد ولایت خودش؟
![]()
پ.ن۲. اگه مردم وصیت می کنم پروانه هام مال شما
التماس دعا
این سری هم نمونه گیری حاوی نمونه هایی بسیارررررررررر زیبا بود که دلم نیومد نذارمش توی وبلاگم.
![]()
البته در کنارش کلی صخره نوردی، دره نوردی، کوه نوردی و... خلاصه هرجایی نوردی به غیر از سطح مسطح نوردی! چون نمونه های زیبا تر و کمیاب تر در جاهایی بیشتره که پای موجود دوپا کمتر بهش رسیده باشه.
![]()
اینم عکسهای یکسری نمونه گیری:
در ضمن من باید گیاهان میزبان هم جمع آوری کنم. یعنی گیاهانی که پروانه ها روش میشینن.
![]()
اینم چند تا گل میزبان اتیکت زده شده که باید هر هفته به اتفاق عکس ایستگاه هایی که نمونه گیری درش انجام میشه برای استاد راهنمام ایمیل کنم:
![]()
اینم توی جعبه:
پ.ن: الان تعداد جعبه های حاوی پروانه حدود ۱۵ تاس + یه جعبه ی خییییییییییلیییییی گنده ی حاوی پروانه. همین طور باکس های حاوی گیاهان میزبان ۳ تا شده پر از گل!
![]()
![]()
![]()
کی می خواد اینا رو شناسایی کنه تو این وقت کم؟! الله اعلم
![]()
![]()
با تشکر و اجازه از دوست عزیزم آرزو: http://www.rose-jamili.blogfa.com/
دیروز توی هند روز راکی بندان بود در این روز خواهران به برادران خود یک دستبند که از طناب است و شاید کمی هم تزیینات داشته باشه می بندن و برادران به خواهران کادو میدهند خیلی روز مهمی برای خواهران و برادران است و تمام برادران سعی میکنند که این روز به دیدن خواهران خود بروند هر چند اگز در دور دست باشند این نشان صمیمیت بین خواهر و برادر است .
![]()
![]()
![]()
یک نکته مهم :: اگر در این روز یک زن یا دختری به یک مرد یا پسری این دستبند رو ببندد تا آخر عمر به مانند خواهر و برادر خواهند بود این رسم خیلی زیبایی است.
![]()
موفق باشید ![]()
پ.ن. چون من الان هند نیستم نمی دونم اونجا چی می گذره.
برای همین اگه جایی مطلبی دیدم حتما بهتون میگم.
چون دیدم خیلی ها علاقه مند بودند به این رسم و رسوم توی ایندیا
![]()
![]()
اول نوشت!!!: من حالم خوبه خوبه دوستای عزیز، گل و دوست داشتنی مهربونم
با امید و توکل به خدا یکی از سخت ترین امتحاناتش رو که داره توی زندگیم اتفاق می افته دارم پاس می کنم. و در کنارش به پایان نامه ام هم با دقت می رسم.
مرسی که برام دعا کردین، نماز خوندین و ... خیلییییییییییی دوستون دارم.
توی تلاطم روزهای اخیر ورود یه موجود ۲.۵ وجبی! به زندگی من حال و هوای تازه ای داده و باعث شده که روحیه ام مضاعف بشه با دیدنش.

اونم کسی نیست جز:

نازنین کوچولو... عشق خاله، نفس خاله، هستی خاله ،زندگی خاله روز ۳۰ خرداد ۸۸ بدنیا اومد.

نازنین عزیزم بچه ی قدیمی ترین دوستم یعنی فاطمه ص هست. دوستی که از اول ابتدایی با هم همکلاس بودیم. از اونجایی هم که همسایه ی روبروی هم بودیم، با هم بازی کردیم، درس خوندیم، بزرگ شدیم، رازدار همدیگه بودیم توی همه ی شرایط سخت زندگی و به طور کلی یکی از معدود دوستای صمیمیمه که حاضر نیستم با دنیا عوضش کنم. حیف که الان یه شهر دیگه زندگی می کنند.

خلاصه اینکه بدجوری به نازنین معتاد شدم و عادت کردم. قرار شده یه ویزا بگیرم و بدزدمش ببرمش هند خودم بزرگش کنم. اگه این کار رو نکنم نمی تونم دوریشو طاقت بیارم.
پ.ن۱: در برگزیده شدن نام زیبای نازنین اینجانب خون دلها خوردم و پول تلفن ها دادم! تا پدر عزیز این فرشته ی کوچولو راضی شدند اسمشو همون اسمی بذارند که مامان فاطمه اش میگه.
![]()
البته حتی اگر نازنین پسر می شد و اسمش هم پسرونه، من تا آخر عمر نازنین صداش می کردم.
![]()
اینم چند تا عکس دیگه از جیگر خاله
![]()
![]()
پ.ن۲. در پی بحث و جدلهای دوستانه ای! که بین والدین این نوزاد جیگر طلا صورت گرفت و در آخر هم به نتیجه ای نرسید! قرار شد که نازنین به بنده بگه "عمه خاله"!!!! چون فاطمه می گه راحله خواهر منه و آقا مجید (بابای نازنین) می فرمایند که راحله خواهر منه!
![]()
فکر کنم اولین "عمه خاله" ی دنیا باشم و بهش افتخار می کنم.
قربونت بره عمه خاله جیگر زنده ی من

![]()
پ.ن۳: این روزها خیلیییییییییی سرم شلوغه. اگه به ساعت آپ دقت کنین متوجه می شین. بسیاری اوقات با لپ تاپ میرم توی رختخواب و تا نیمه شب مشغولم. برای همین زیاد نمی تونم آپ کنم. مرسی بابت محبتهاتون که نگرانمین.
امروز توی نمونه گیری به علت شدت گرمای هوا ماشین جوش آورد!
نمونه گیری رو نصفه رها کردیم.
یکی از دوستهای بابا با وانت بابا اومده دنبالمون تا ماشین رو بوکس باد! کنه.
ولی در کمال تعجب وانت هم جوش آورد!
![]()
اجازه بدین نگم تا ولایت چجوری رسیدیم. فقط... شدیدا گرما زده شدم و از لحاظ روحی و جسمی...
نمی دونم چرا اینقده ایران داره بهم سخت و بد می گذره.
یه جورایی خنده ها و خوشی هایی که ۶ ماه توی ایندیا داشتم داره از دماغم درمیاد.

تنها دلیل و استوارترین تکیه گاه برام مامانه... اونم که... کاش مشکلات همه تموم بشه. مال ما هم ...
گاهی می گم کاش زودتر این ۴-۳ ماه زودتر تموم بشه و برم ایندیا. ولی باز با خودم میگم چجوری از مامان گل دل بکنم و با این همه مشکل تنها بذارمش؟!

خدا جون کمک...
موقع دعاهای خالصانتون من رو فراموش نکنین لطفا